مرتضى مطهرى

202

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

از دور كوچكتر و از نزديك بزرگتر از مقدار واقعىشان مىبينيم . در يك سر سالن بلندى اگر بايستيم سطح زير پايمان هر چه دور تر ، بلندتر ديده مىشود ؛ سقف بالاى سرمان هر چه دور تر ، پايين‌تر ديده مىشود . دو خط متوازى را اگر در وسط بايستيم متمايل و گاهى دو خط متمايل را متوازى مىبينيم . بسيارى از اجسام متحركه را اگر خود نيز متحرك باشيم با تساوى حركتين در جهت و سرعت ، ساكن و با تغاير حركتين ، با حركتهاى غير واقعى مىبينيم . قطره‌اى كه از آسمان مىافتد به شكل خط و آتش آتش گردان به شكل دايره ديده مىشود . اجسام مختلفه را از كره و استوانه و مكعب و مخروط و موشور ( منشور ) به شكل سطحهاى غير منطبق مشاهده مىكنيم . چيزهايى كه اساساً دروغ‌اند مانند شكل در شكم آينه و آب در سراب مىيابيم و همچنين به سبب اختلاف دورى و نزديكى و تاريكى و روشنى ، رنگ اجسام را تغيير مىدهيم و همچنين . . . . حس لامسه در اغلاط دست كمى از باصره ندارد و اختلاف كيفيات در عضو لامس در نشان دادن گرمى و سردى و سختى و نرمى و جز آنها كاملًا مؤثر مىباشد . در مثال معروف اگر يك دستتان را در آب داغ گرم نموده و دست ديگرتان را در آب يخ سرد كنيد و پس از آن هر دو را با هم در آبى نيمه گرم بگذاريد از حال آب دو خبر كاملًا متناقض كه با خارج نيز وفق نمىدهد به شما خواهند رسانيد . حسهاى ديگر ، مانند حس ذائقه و غير آن ، به نوبهء خود اغلاطى دارند ؛ و بالاخره غلط و تناقض در حواس به اندازه‌اى بسيار است كه از هر گوشه و كنار مىتوان صدها مثال و شاهد براى آن پيدا كرد . غلط در خيال و همچنين در فكر كلى ، ديگر نيازمند به گشتن و مثال پيدا كردن نيست و اين دسته از اغلاط اگر چه مستقيماً در حس نيست ولى از راه اينكه اين دسته از ادراكات بالاخره منتهى به حس مىباشند مىتوان گناه اينها را نيز به گردن حس نهاد . پاسخ البته روشن است كه توجه اين اشكال به متافيزيسم قوىتر است تا به ماترياليسم ديالكتيك ، زيرا ما در سخنان گذشتهء خود به يافتن واقعيت خارج فى الجمله ملتزم شديم ولى آنان ملتزم نبودند و از اين روى مىتوانند با تلاش نسبتاً كمترى از بن بست اين اشكال بيرون آيند اگر چه بالاخره در بن بستهاى ديگرى گير خواهند كرد .